ای عشق من...
اگر اشک ها نمی بود داغ ... ها
سرزمین وداع را می سوزاند
کسی را که خیلی دوست داری همیشه زود از دستش میدهی
پیش از آن که خوب نگاهش کنی مثل پرنده ای زیبا بال می گیرد
هنوز بعضی از حرف هایت را به او نگفته بودی
هنوز همه لبخندهای خود را به او نشان نداده بودی
همیشه این گونه بوده است کسی را که از دیدنش سیر نشده ای
زود از دنیای تو می رود .
امشب تمام گذشته ام را ورق زدم :
پر از لحظه های سیاه ، لحظه های داغ و پرالتهاب بی قراری ، دلتنگی
افسرده ، خاموشی ، سکوت ، اشک ، سوختن .... چیزی نیافتم .
دلم به درد می آید وقتی سرنوشت را به نظاره می نشینم
کاش می شد سرنوشت را با آن روزهای شیرین عجین کرد
نفرین به بودن وقتی با درد همراه است .
من از قصه زندگی ام نمی ترسم من از بی تو بودن و به یاد تو زیستن
و تنها از خاطرات گذشته تعذیه کردن می ترسم .
زندگی ام در اوج جوانی بین شب و روزهایی است که باید بهترین
سال های زندگی ام باشد ، چنان به هم گره خورده است
که منجر به نابودی همه جانبه ام می شود .
ای کاش می تونستم از دستت فرار کنم
به چه زبانی بهت بگم ازت بدم میاد تو رو خدا دیگه دنبالم نیا
دلم هوس لحظه معراج روح را کرده است
دست تو ، سایه تو همیشه بر سر آدم ها قدرت نمایی می کند
تا آدم ها خلق میشن تو موجود نفرت انگیز هم به دنیا میای
دلم می خواهد تمام بغض هایم را جمع کنم
و با تمام وجود و تمام اشک هایم بگویم
ازت متنفــــــــــرم سرنوشت شوم من

خدا وصیت منو گوش بده...خدا شاید این عشقی که من میگمو تو نشناسی
نزدیکترین کسم اونه خیلی دوسش دارم راسی
یادم نره بهت بگم عزیز ترین من اونه
خودم مهم نیس اما اون...نذاری تنها بمونه
بمیرم واسه هق هقش گریه چقدر بهش میاد
وقتی که حرصش بگیره دیگه از من بدش میاد
اما وقتی آروم میشه میبینه من بغضم گرفت
همین دیوونه بازیاش از اول چشممو گرفت
حالا که دیگه مجبوریم با همدیگه وداع کنیم
بیا به یاد اون روزا همدیگه رو دعا کنیم
یه وقت دیدی دعا گرفت خدا نذاشت جدا بشیم
ای وای داره فردا میاد باید دست به دعا بشم
با قلب پاکت از خدا بخواه منو صبرم بده
هنوز نرفتی از پیشم دوریت داره زجرم میده
کی میخواد فردا تو رو از من بگیره کاش اونم ویرونه شه آتیش بگیره
عزیزم یادت نره دنیا دو روزه نمخوام فردا دلت واسم بسوزه
ای خدا حتی اگه دوسم نداره تو میتونی نذاری تنهام بذاره.
عشقم خدانگهدار

|