|
چگونه بگویم که دلتنگ تو هستم 
چگونه بگویم که دلتنگ تو هستم تویی که مونس شبهای دل بیقرارم بودی
چگونه بگویم که باغ دلم به غم نشسته و از دوری تو دلتنگ شده
چگونه بگویم که وجود تو گرمای صدای دلنشین تو به من دلتنگ آشفته
زندگی می بخشد.
چگونه بگویم که این دل بی طاغت بهانه ی با تو بودن را می گیرد
چگونه بگویم که دستانم گرمی دستانت را می خواهد
ای تنها ترین ستاره ی زندگی من
پشت پنجره ی دل تنگم به انتظار لحظه ی با تو بودن می مانم
تا با آمدنت دل بیقرارم را آرام کنی.

|